این دست های مهربان

برنامه ی ویتامین 3 ، یک رفتگر را دعوت کرده است که دو میلیارد و نهصد میلیون تومان به علاوه ی یک قرارداد سه میلیارد تومانی را ، بعد از گلاویز شدن با دزدها به صاحبش برگردانده ، بعد صاحب کیف مبلغ پنجاااااااااااااااه هزار تومان به ایشون هدیه داده !!! اول صبحی حالم بد شد :(

.

.

بابا یک هفته ای هست که حال شون بد شده و از دیروز بستری شدند . من هیچوقت دختر بابایی صرف نبودم و واقعا محبتم به مامان و بابا مساوی بوده...ولی این روزها آنقدر برای دردهای بابا اشک ریختم که  آقا کوچولو دیگه ناراحت میشه ! چهره اش معصوم و مظلوم شده و چشم هاش دنبال مهر و توجه ماست.... از طرفی مادر خیلی خسته و دل گرفته ست ، او هم از دردهای بابا کلافه ست و غصه داره.... اگر دوست دارید برای سلامتی همه ی بیماران یک حمد شفا بخونید.

 

و این دست های مهربان

که چشمه ی لطف و معدن نعمات خداست

و بوسیدن شان یکی از بهترین لذت های دنیا....

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هوران

سلام [گل] انشاءالله خداوند به ایشون سلامتی و طول عمر با برکت عطا کنه. اللهم اشف کل مریض

رعد

السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین وعلی اخیه العباس ان شاالله فرداعازم عتبات عالیات میباشم،خداوندبخشنده است وبخشندگان رادوست داردضمن حلالیت،دعاگوی شماهستم اللهم اشف کل مريض به حق محمد و آل محمد

ساقی رضوان

الهییییییییییییییییییییی که زودتر خوب ِ خوب بشن....

صاد

سلام هدای عزیز. تحمل بیماری پدر، دردکشیدن پدر خیلی سخته میدونم. امسال برای اولین بار بود که تجربه ش کردم و چه تجربه تلخی بود. از صمیم قلب دعامیکنم پدرتون هرچه زود شفای کامل پیدا کنند. من خیلی وقته که خاموش میخونمتون. هم اینجا و هم ابناءالهدی رو. ان شاالله خودتون و خانواده تون همیشه سلامت باشین[گل]

شکیبا

سلام الهدی جان بعد ازمدت ها که به وبلاگت اومدم با چه پستی روبرو شدم:(( الهی که به حق رسول الله حالشون خوب بشه و باعث شادی دل شما...[گل]

مامان علیرضا و حسین

سلام عزیز دلم الهی بمیرم. یاد خدا باش و با نماز خوندن سعی کن برا بابا دعا کنی و خودت هم آروم بشی. ایشالله زود زود خوب بشن و سایه شوت تا سال های سال سایه شون روی سر شما باشه. هنوزم اون پستتون رو راجع به قربون صدقه رفتن پشت تلفن برای باباتون رو خوب یادمه و باهاش حال می کنم. آخه من روم نمی شد قربون صدقه ی مامان و بابام برم. شاید فاصله ی سنی کم شاید هم عرف خانوادگی. نمی دونم. به هرحال از اون موقع دارم خرد خرد زمینه رو آماده می کنم که من هم بتونم مثل شما احساسات قلبی مو بهشون بگم. شاید هم یه روزی بتونم دستشونو ببوسم[ناراحت] آخه بی مناسبت سخته کمی[گریه] درمورد "کتاب عکس" به این سایت برو روشن می شی: axprint.com تو قسمت محصولات خیلی چیز باحالیه. من سفرامون رو که عکس بی حجابی نداشت به صورت کتاب دراوردم. کیفیت و قشنگی اش خیلی چشم نوازه!

غریب...

سلام بانوجان امروز که دارم این سطرهایتان را میخوانم دلم میخواهد حالِ پدر بزرگوارتون به از دیروزها شده باشد ... سایه شون بر سرتون مستدام ... یاحق.

هنا

الهی بگردم...حال بدیه می دونم... خدا خودش کمک کنه.

دل آباد

سلام و رحمة الله خدا به پدر بزرگوارتان شفای عاجل عنایت کند ان شاءلله .

عالم بیدلی

بسم الله سلام الهی... خدا دستان پدر را برایت نگه دارد و توفیق بوسه زدن بر دستهایش....