نقد درون گروهی 1

با اجازه ی خوبان و بزرگان بنده چند نقد دارم به دوستان شبیه به خودم ! مایی که حداقل از نظر ظاهر به هم شبیه هستیم و الا درون هر کدام از ما را فقط خدا می شناسد و البته هر که متقی تر باشد نزد خدا عزیزتر است.

بعد از چند سال ، نوروز امسال ما هم افتادیم به دید و بازدید در تعطیلات که محاسن زیادی هم دارد و خدا را شکر کلی خوش می گذشت ولیکن اتفاقات و عرف های جالب و جدیدی دیدم که برایم بسی اعجاب انگیز !! و ناراحت کننده بود.اینکه قبح خیلی از چیزها ریخته شده و متاسفانه تا حدودی هم فراگیر شده. و اولین آن ها رفتار با نامحرم است : (

یک نوع یَلِگی و بی توجهی به محیطی که نامحرم در آن حضور دارد....شوخی های بی مورد و چشم در چشم شدن ها ، خنده های آنچنانی و رد و بدل شدن پیامک ها. آدم درست و حسابی هم نیستیم که هی تذکر بدهیم و خیر سرمان امر به معروف و نهی از منکر کنیم.لابد طرف جواب بدهد که مثلا خود شما که فلان عیب و بهمان گناه و .....را دارید ساکت لطفا! بس که پررویی فراوان شده ! یعنی من کل این نوشته را علامت تعجب بگذارم باز کم است ها !!!

حالا خدا را شکر شما که ما را نمی شناسید و الحمدالله و المنة ، خبر از احوالات ما ندارید ، به این قضیه کمی دقت کنید و اگر مقدورتان است به افرادی که مبتلا شده اند متذکر شوید. برای مایی که محجبیم به حجاب مادرمان فاطمه سلام الله علیها و مردانی که مقتدای شان ائمه ی معصومین سلام الله علیهم هستند ، شایسته نیست.

/ 13 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان عليرضا و حسين

الحمدلله تو فاميل ما هنوز اين طوري نشده. الهي صدهزار بار شکر البته شايد به خاطر جو سنتي مذهبي خانواده ها در تبريز باشه ها. ولي بيش ترش به برخورد خيلي سرد مردان فاميلمان با خانوم ها برمي گرده. بايد شاخک هايم را روشن کنم که اپيدمي به ما سرايت نکنه

زینب سادات

ممنون از تذکرتون

دل آباد

هر روز که می گذرد، جری تر می شویم. هر ماه که می گذرد، پوستمان کلفت تر می شود. هر سال که می گذرد، آستانه عفتمان در ارتباط ها و گفتگوها و نگاه ها پایین تر می آید. همین گوشی های بی خطر ما که بر درگاهش صدا خفه کن ِ حیا گذاشته اند، ما را تا سراشیبی سقوط و گمراهی می کشانند؛ وقتی ردی از تقوا روی اعمال و رفتارمان نباشد. و همین فضای مجازی یعنی شکستن حریم خصوصی. همین شبکه های اجتماعی، قاتل حریم خصوصی ما هستند، و ما به اسم پیشرفت و «همرنگ جماعت شو» خود را با موقعیت های جدید تطبیق می دهیم و غافلیم که گوهر خلوت و مگوهای خودمان را به غارت می دهیم.

ماه ولاء

گلایه دارم از چشمان سرخ این آفتاب که هنوز بعد تو، دیده به این کوچه‏های تهی از عطر یاس می‏دوزد.شکوه می‏کنم از ملاقات سرخ در و دیوار خانه با سینه پاک تو که هنوز جای بوسه پیامبر بر آن تازه بود. به ستاره‏ها گفته‏ام برایت آرام بگریند تا آزرده نشوی. به ماه سپرده‏ام شیون چشم‏هایش را پنهان کند تا نشان قبر تو، از دیدگان شب مخفی بماند. کودکانت، ناله یتیمی را در بغض گلوهاشان فرو می‏برند تا تو را مخفیانه غسل دهم و به دستان سپید پدرت بسپارم. به زمین سفارش کرده‏ام پیکر مجروح یاس را آرام در آغوش بگیرد. فاطمه جان! «بعد تو اندوه من جاودانه و شب‏هایم شب زنده‏داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند».[تشویش]

سوشيانس

سلام. ابتدا كه سال نو مبارك. تذكر به جايي ست. دعا كنيد

ماه مون

سلام یه چیزی میگم اون چیزی که قبحش بریزه عادی میشه . نمی دونم درست گفتم یا نه[متفکر]

لوکوموتیوران

سلام خیلی خوشحالم کردین که اومدین یه یادگاری رو دیوار ما هم نوشتین کوتاهی از من بود که خبر نکرده بودم تو جامعه مون همه چی درسته فقط یه چی غلطه که همه چی رو هم زده به هم اون اخلاقه اخلاق امر به معروفم نداریم

هنا

به نظرم اقایان هم به یک اندازه سهم دارند. یک مهمان خانمی آمده بود خانه ما زیاد هم کلام آقامون میشد و بعدتر شنیدم که گفته بود "با شما هم همینطوریه؟ چقدر خشکه!"[عینک]