آیینه ی تمام قد !

- خیلی زیاد عمر داشته باشم همین مقداری که تا حالا آمده ام را باید ادامه بدهم و اگر اینطور بخواهم فکر کنم ، الآن روی قله ی عمرم ایستاده ام ! سال های جوانی که گذشت و سال های میان سالی و پیری که در انتظار من هستند تا بسازمشان ، شکل بدهم شان !

خدایا از دست من کاری بر نمی آید ، خرابی های این سال های از دست رفته گواه من هستند ، لطفی کن و معمار سال های آینده ام باش....

 

- یک آیینه ی تمام قد لازم دارم...یکی بگیرد توی دستش ، ببینم چه قواره ای دارم این روزها !! بعد از او بپرسم به نظر شما اینطور بهتر است یا آنطور ؟ این لباس بیشتر برازنده ی من است یا آن یکی ؟ سر و شکلم شبیه آدمیزاد هست یا نه ؟

خدایا خانه ی من آیینه ی تمام قد ندارد ، دستان هیچ دوستی طاقت ساعت ها نگه داشتن این آیینه ی سنگین را برای بیان عیوب ریز و درشت من ندارد ، آیینه را بچسبان به دیوار قلبم  ، بایستم رو به روی خودت ، بعد عیوبم را از یک تا بینهایت برایم بگو ، شاید تکانی بخورم....

 

-زندگی را دوست دارم ، دنیا را ، زمین را ، آسمان را .... خوشحالم از نعمت حیات ، هرچند قدرش را هرگز ندانسته ام....این هم که عیب نیست مال جهالت آدم هایی مثل من است ، دوست دارم از آن آدم هایی بشوم که سرشان پایین است و خووووب زندگی می کنند ، خوشحال و راضی اند و پر تلاش و با تدبیر....

 

خدای مدبّر ، لطفی کن و یک جوری یادم بده تدبیر امور زندگی و بچه ها را ، آنطور که خودت دوست داری....

 

 

 

/ 6 نظر / 22 بازدید
محمد

سلام خوبی به ما هم سر بزن نظر هم بدی ممنون میشم لینک زیرم ببین لطفا خیانت تازه صدا و سیما http://jbums.ir/2014/05/iron/ و اکه دوست داشتی این مطلب رو توی وبلاگت با لینک ما بزار

هنا

آمین برای تو و برای خودم! * این تولد نامه بود الان؟ مبارک باشه عزیزم، سالها با سلامتی و دل خوش در کنار خانواده نازنینت زندگی پر خیر و برکت داشته باشی.[ماچ][قلب][گل]

هم‌قدم راوی

دلم چیزی جز "آمیــــــــن" نجوا نکرد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

ماه ولاء

خدایا مارو ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم... یا “جا” زدیم...[گل]

زینب سادات

آمین

مامان علیرضا و حسین

دغدغه ی این رورهای من است. از سی سالگی می ترسم. دهه ی سی برایم همواره ناشناخته و رعب انگیز بوده. یک ماه بیش تر با آن فاصله ندارم و از خدا همه ی چیزهایی را می خواهم که تو با قلم شیوایت خواسته ای.[لبخند]