- خوب معلومه که نه!!

- نه؟ این حق منه ! حلال خدا رو حرووم می کنی؟

- چه جالب ، شما همه ی حلال و حرووم های خدا رو رعایت کردی فقط مونده همین ، ها؟

 

 

شاید اینها ابتدایی ترین حرف ها و بگو مگوهای اونها باشه.خانم مهندسی که توی هفت سالی که شاگرد کلاس های حوزه بود تا پارسال البته و مطمئنم امسال هم همینطور بوده شاگرد اول کلاس ها بوده.یعنی همه بیست! یعنی اصول مظفر بیست ، منطق بیست ، ادبیات عرب بیست، واقعا همه بیست.حالا شاید بگید از اون هایی هست که فقط سرش تو درس و کتاب بوده و از کدبانویی و همسرداری چیزی نمی دونسته..باید بگم کاملا در اشتباه هستید چون اون یک کدبانوی تمام عیاره و بی اغراق جزو معدود دوستان منه که واقعا تو هر زمینه ای هنر داره.چون خوب معمولا ما آدم ها نمی تونیم تو همه چیز بهترین باشیم.بعضی خیلی درس خون ، بعضی آشپز موفق ، بعضی خیاطی و... اما خداوکیلی اون عالیه.البته همسرش ون هم مرد موفقی هستند.به قول خانم شون کارمند رده بالای یک وزارت خونه ، خوش تیپ ، دارای مدرک فوق لیسانس و تافل زبان، و یک عالمه تعریف دیگه که من فاکتور می گیرم.حالا اون شوخی های اوایل زندگی تبدیل شدند به یک معضل بزرگ تو زندگی شون.اونم یک زندگی خوب با دو تا بچه ی سالم و ماه که فرزند اول شون دیگه دوران راهنمایی ست و من نمی دونم چرا باید یک همچین مشکل مسخره ای توی زندگی اینا پیش بیاد.خودش میگه این حرف از چند سال پیش بوده اما من همیشه فکر می کردم چون حساسیت من رو می دونه قصد داره سر به سرم بگذاره اما حالا دیگه جدی شده قضیه ... و من ...و ما چقدر عصبانی می شویم .همین آقایون اگر تصمیم بگیرند گوشی موبایلشون رو عوض کنند چقدر تحقیق می کنند و پرس وجو و....تا مبادا اشتباه کنند ، اما برای یک همچین کاری فقط استناد می کنند به اینکه حلاله!گفتن : تو مهندسی دوست دارم یک خانم دکترداشته باشم.که درآمد بالایی هم داشته باشه.آهان پس علت اینکه نگذاشتند ایشون برن کار رو هم فهمیدیم تا دلیلی برای خانم بعدی.گفتن شما تهرانی هستی من دوست دارم یک خانم شمالی از شهر خودمون بگیرم...وای خدای من زنی که حتی پول تو جیبی مختصری از هم سرش می گیره و بوسیله ی خیاطی درآمد داره...زنی که توی این دوره و زمونه که خانم ها دیگه قند شکسته می خرند و سبزی پاک شده ، خودش به تنهایی کلی سبزی قرمه پاک می کنه و آماده می کنه.این کار خیلی سخته.اونم تو خونه های آپارتمانی.چرا باید یک مرد اینقدر سنگدل باشه...و همون روزهای جمعه رو از صبح بره دعای ندبه و بعدش هم مراسم قلیون کشی با دوستان _ صبر کنید اصلا منظور من همه ی آقایون هیأتی نیست _ اما این چه رسمیه که بعد از مراسم بنشینند و به هم مورد معرفی کنند؟؟ این چه رسمیه که به جای یاد دادن مهارت همسر داری به هم که حتما به خاطر غیرت شون این کار رو نمی کنند با این حرف های بیهوده تبرک مراسم شون هم نابود کنند.به ما یاد دادند بعد از یک مراسم معنوی و مذهبی حتی به خرید هم نریم تا اون تبرک و توجه به خونه هامون منتقل بشه نه به مغازه ها ، حالا این نشستن های طو لانی چه توجیهی می تونه داشته باشه وقتی همسر و فرزندان تو یک روز تعطیل منتظرت باشند؟ تمام اینهایی که گفتم با یک عالمه حرف هایی که نگفتم و خیلی حرف های دیگه که اصلا نمی دونم از زندگیش باعث شد که دوست نازنین ما ناراحتی اعصاب بگیره و مجبور بشه قرص اعصاب مصرف کنه.... و سکوت ....واشک .... چیزهایی بود که ما ازش می دیدیم.من نمی دونم بالاخره حرف های این آقا!! عملی شد یا نه؟ اما می دونم دیگه اون عشق پر رنگ زندگی شون تبدیل شده به یک روح سرد ... شایدم تا حالا این درد درمان شده باشه و دوباره همه چیر برگشته باشه سر جاش.

حالا حرف من اینه ؛ حتی به عنوان شوخی چه لزومی داره که یک مرد کسی رو که بهش تکیه کرده ناراحت کنه و باعث بشه اون فکر کنه تکیه گاه متزلزلی داره.خصوصا اون دسته از آقایونی که تازه زندگی شون رو شروع کردند.به خدا حیفه حتی یک لکه ی کوچیک از این دلخوری های مختصر روی صفحه زندگی باشه.خوب این یک واقعیته که خانم شما چون دوستون داره دلش می خواد محبت شما فقط متعلق به خودش باشه و شما هی با گفتن حلاله ! اون رو از دین هم زده می کنید.البته چه بسیار آقایون که از دین هم سر در نمیارند اما به اینجا که می رسه دین شناس و دیندار می شند و چقدر از دین با رگ گردن دفاع می کنند.بله حلاله اما یک عالمه شرایط داره که شاید تو یک فرصت دیگه شرایطش رو هم گفتیم.و کلی حرف برا خانم ها تو پست بعدی انشالله.

پ ن - لازم به ذکر هست که بنده الحمدالله مشکلی در این زمینه ندارم و باید عرض کنم اجازه اش رو به همسر عزیز داده ام .هر چند قبلش کاری کردم که ایشون حتی از فکر یک همسر دیگه چهار ستون بدنشون بلرزه! و عطایش رو به لقایش ببخشند.

 

 

زندگی هاتون مملو از آرامش.

یاعلی.ع.