اللهم عجل لوليک الفرج .......

قلب من پاره پاره شده در هوای تو

                             هر پاره صفحه ايست ز مدح و ثنای تو

گيرم که لب ببندم و دم بر نياورم

                 خيزد ز بند بند وجودم نوای تو

روزی هزار بار اگر جان دهم کم است

                       در شکر لحظه ای که بميرم برای تو

يکبار هم مرا به ره خويش کن فدا

                 ای صد هزار عالم و آدم فدای تو

زخمی بزن که از تو رسد باز مرهمش

                   دردی بده که چاره شود با دوای تو

کوی تو را به ملک دو عالم نمی دهم

                 آری گدای توست همانا گدای تو

 سر بر سرير عرش گذارم اگر رود

                 گرد وجود من به هوا ، در هوای تو

تو برتری از اينکه شوی آشنای من

                  من کمترم از اينکه شوم آشنای تو

با اين همه ز کوی تو جايی نمی روم

                      باشد سرم هميشه به خاک سرای تو

 

يک روز در حوالی همين کوچه های انتظار....کنار جوی اشکهای منتظران.....در ميان همهمه چلچله های منتظر.....وقتی عطر نرگس ها همه فضا را پر کرد......وقتی دلها فقط از هجران ناليد و ورد زبانها دعای فرج بود......وقتی گوشها بسته شد بر صداهای نا آشنا و لبها بسته شد بر کلام غير....وقتی شدی يک منتظر حقيقی .....شدی يکی از آنها که حضرت اميرمومنان علی.ع.در وصفشان فرمود؛

امواج علم بر اساس ايمان و حقيقت ادراک و بصيرت به آنها هجوم برد و يکباره آنانرا احاطه نمود و جوهرهء ايمان و يقين را به جان و دل خود لمس کردند.آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند ملايم و هموار انگاشتند و با آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند انس گرفتند.با بدن خاکی خود همنشين دنيا شدند .با روحهايی که به بلندترين قله از ذروهء عالم ملکوتی آويخته بود..ايشانند جانشينان خداوند بر روی زمين .و اعيان بشر به سوی خدا....آه آه چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم!!!!*

مطمئن باش او خواهد آمد...همانگونه که خداوند وعده فرموده و وعدهء خداوند حق است.......

 

همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف

به اميد آنکه روزی به شکار خواهی آمد