هو الصابر

۶۷/۴/۲۷ دوکوهــــه

عصر می شود. آفتاب غروب می کند و دوکوهه می شود ماتم سرا.هوا هم با ما همدل می شود .گويی غم عالم را به خود گرفته است.همه می نالند همه می گريند .همنوا با ما.همه غمگين و مغموم در دوکوهه قدم می زنند.پشت بامها هر غروب پر ميشد و عده ای روی آن در عزای خورشيد می نشستند و حالا همه در گوشه پادگان.

خورشيد آرام آرام بر زمين فرو می رود .در انتهای آن جاده خاکی که به طرف رودخانه پشت دوکوهه می رود پر است از بچه ها، با لباسهای خاکی در جاده جلو می روند، بی گفتگو با هم ،خاموش ،گريان و پريشان، دلشکسته و ناآرام ،جلوی گردان خلوت می ماند.هر روز همه جمع می شدند جلوی گردان و سخت مشغول گپ زدن و حالا تنها تراورسهای خالی مانده اند.می آيم پايين به اميد آنکه زود اذان را بگويند و بروم حسينيه برای نماز.........

۶۷/۴/۲۸ دو کوهــه

عجب روزيست امروز؟ چرا اينچنين شده اند همه؟ گويی فهميده اند که چه شده....تازه به خود آمده اند.هر چه باشد ديشب را تا صبح با خود بوده اند.عده ای می غرند ،شيری خشمگين را می مانند .فرياد سر می دهند.از خشم ،از غصه، از عصبانيت، از غم ، ساعتی می گذرد ،آبی بر آتش خشم همه ريخته می شود......

مواظب باشيد افراد داغ و تندرو شما را با شعارهای انقلابی از صلاح انقلاب و اسلام دور نکنند.قدم انحرافی حرام است و موجب گناه کبيره است.موجب عکس العمل می شود.مسئولين بالای نظام ! با قلبی خونبار و چشمی مالامال از اشک خدا را در نظر بگيرند و هر چه اتفاق می افتد از دوست بدانند......(روح الله الموسوی الخمينی)

مرهمی است بر روی همه ی دلهای زخمی هيچ توجيهی وجود ندارد امام گفته است سکوت همين.....همه فدای امام....

 امام پيام مهمی خطاب به ملت ايران فرستاده اند و مجری راديو با هيجان گوشه هايی از پيام امام را می خواند:

فرزندان انقلابی ام! ای کسانی که لحظه ای حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد عمر من در راه عشق مقدس به شما می گذرد . می دانم به شما سخت می گذرد.ولی مگر به پدر پير شما سخت نمی گذرد؟می دانم که شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست.مگر برای خادمتان اينگونه نيست؟ ولی تحمل کنيد که خدا با صابران است......

احساس می کنم تمام موهای بدنم سيخ شده اند.ديگر نمی توانم بنشينم.صدای گريه ها تبديل به فرياد می شود.دست بر سرها کوبيده می شود.هيچ کس حال خود را نمی فهمد .خدايا اينجا ديگر کجاست ؟ و چه حاليست اينها را؟؟

/روزهای آخر.نوشته احمد دهقان/

................

به نظرم سخت ترين نوع صبوری زمانی باشه که بدونی صد در صد حق با توست و مجبور باشی سکوت کنی!!!....آنوقت می شوی خار درچشم و استخوان در گلو....می شوی مظهر خون دل خوردن......انگار خون دل خوردن......و صبوری و انتظار با نام شيعه گره خورده است.........

الهدی