آقای کوچک را گذاشتم مدرسه و برگشتم خانه. چای تازه دَم برای خودم ریختم و سفره ی نان را گذاشتم روبروی تلویزیون. با کنترل  شبکه ها را بالا و پایین کرده و در آخر "نگاهم را به افق سپردم"! بعد از چند برنامه ی کوتاه، "فرزند سیا" پخش شد، در مورد تأسیس و کارکردهای ساواک! چندین نفر از کارکنان ساواک را نشان داد و خاطرات شکنجه ها از زبان شکنجه گران و شکنجه شده ها:(

کاش قبل از تماشای برنامه صبحانه ام را خورده بودم!!