قبلا گفته بودم که مادرم یک خیریه ی کوچک دارد، معمولا هم تعداد معرفی شدگان برای دریافت کمک چندین برابر کسانی ست که توانایی کمک دارند!

امروز صبح داشتم درباره ی خانه خریدن برای یک سادات فقیر  که از دادن اجاره خانه به ستوه آمده، با مادر حرف می زدم که حرف رسید به سه دختر که به تنهایی زندگی می کنند و مقداری لباس و عطر و ادکلن های مارک و ... را فرستاده بودند تا مادر برای شان بفروشد و پولش را برای خرج و مخارج زندگی استفاده کنند.

دخترها سال ها در ناز و نعمت زندگی اشرافی داشته اند. مرفه و خوش گذران تا به اینجا رسیده اند، از آنها که خرید مایحتاج خانه را هم "یکی" از خدمتکارها انجام می داده و همواره در سفر و رفاه و پول خرج کردن دست شان باز بوده است.

از لوازمی که برای فروش فرستاده اند کاملا معلوم است که چطور زندگی کرده اند. ادکلن های مارک و لباس های خارجی درست و درمان، عینک آفتابی چند صد هزارتومانی و حتی موی مصنوعی آنچنانی، همه را فرستاده اند برای فروش! پول لازمند برای ترکیدگی لوله ی فاضلاب ساختمان که سهم هر واحد دویست هزار تومان می شود. این آپارتمان کوچک را پدرشان خیلی سال قبل به نام دختر بزرگش کرده بوده و فقط همین برای شان مانده، از تمام آن ثروت آنچنانی....

دو تا دختر بزرگتر روزها که خواهر کوچک شان می رود مدرسه، راه پله ی ساختمان تمیز می کنند و با هم کار می کنند، دو تا دختر "بیست "و" بیست و سه ساله"...به در خواست شان از طرف خیریه ی مادر برای شان یک دستگاه سبزی خردکن خریده اند تا بعضی وقت ها هم از میوه و سبزی فروش محله شان سفارش بگیرند و هر کیلو سبزی را سیصد و پنجاه تومان خرد کنند! کلی بهشان سفارش شده که در خانه ی کسی وارد نشوید و با هم باشید و کار در منزل پیدا کنید. تن شان همیشه لرزیده و آب خوش از گلوی شان پایین نمی رود. دانشگاه را رها کرده اند، لباس های گران را فروخته اند، ماشین و راننده ندارند، غذای درست و درمان نمی خورند، "آدم دلسوزی" اطراف شان ندارند تا کمک حال شان باشد، همه به معنای واقعی کلمه رهای شان کرده اند، خیلی سخت زندگی می کنند، تأسف بار و تنها، مادر هم رفته کانادا تا بلکه ویزا بگیرد و بچه ها ببرد پیش پدر و مادر خودش در آن کشور، ولی نشده و به دلیل ماندن اضافه بر تاریخ ویزایش دستگیر و زندانی شده، و همانجا طلاق غیابی گرفته است...

و اما پدر؛

رییس یکی از شعبه های یک بانک دولتی بوده که به جرم اختلاس  زندان است....