- خیلی زیاد عمر داشته باشم همین مقداری که تا حالا آمده ام را باید ادامه بدهم و اگر اینطور بخواهم فکر کنم ، الآن روی قله ی عمرم ایستاده ام ! سال های جوانی که گذشت و سال های میان سالی و پیری که در انتظار من هستند تا بسازمشان ، شکل بدهم شان !

خدایا از دست من کاری بر نمی آید ، خرابی های این سال های از دست رفته گواه من هستند ، لطفی کن و معمار سال های آینده ام باش....

 

- یک آیینه ی تمام قد لازم دارم...یکی بگیرد توی دستش ، ببینم چه قواره ای دارم این روزها !! بعد از او بپرسم به نظر شما اینطور بهتر است یا آنطور ؟ این لباس بیشتر برازنده ی من است یا آن یکی ؟ سر و شکلم شبیه آدمیزاد هست یا نه ؟

خدایا خانه ی من آیینه ی تمام قد ندارد ، دستان هیچ دوستی طاقت ساعت ها نگه داشتن این آیینه ی سنگین را برای بیان عیوب ریز و درشت من ندارد ، آیینه را بچسبان به دیوار قلبم  ، بایستم رو به روی خودت ، بعد عیوبم را از یک تا بینهایت برایم بگو ، شاید تکانی بخورم....

 

-زندگی را دوست دارم ، دنیا را ، زمین را ، آسمان را .... خوشحالم از نعمت حیات ، هرچند قدرش را هرگز ندانسته ام....این هم که عیب نیست مال جهالت آدم هایی مثل من است ، دوست دارم از آن آدم هایی بشوم که سرشان پایین است و خووووب زندگی می کنند ، خوشحال و راضی اند و پر تلاش و با تدبیر....

 

خدای مدبّر ، لطفی کن و یک جوری یادم بده تدبیر امور زندگی و بچه ها را ، آنطور که خودت دوست داری....