تا مادر نشده باشی و توی بغل خودت یک نوزاد را لمس نکرده باشی ، شیرش نداه باشی ، با لبخندش زندگی نکرده باشی ، با گریه اش اشک نریخته باشی ، با بی تابی اش کلافه و حیران نشده باشی ، با خوابیدنش دلتنگ نشده باشی ، با بیماری اش خون دل نخورده باشی اصلا نمی توانی بفهمی روضه ی شش ماهه ی کربلا را...

.

.

تا مادر نشده باشی و قد کشیدن پسر نوجوانت را ندیده باشی ، تا قد و بالاش را با عشق نگاه نکرده باشی ، تا موهای نورسته ی صورتش را بارها نوازش نکرده باشی ، تادر فکرت هزار آرزو برایش نبافته باشی ، تا صدای مردانه اش را آهنگ خوش روزهایت نکرده باشی ، تا با راه رفتن در کنارش لذت نبرده باشی اصلا نمی توانی بفهمی روضه ی عبدالله و قاسم و پسران خانم زینب و علی اکبر ( علیهم السلام اجمعین) را ...

.

.

تا زن نباشی ، حجاب را دوست نداشته باشی ، پرهیز از نامحرم نداشته باشی ، چند تایی مرد ِ محرم ِ مهربان و غیور دور و بَرَت نداشته باشی ، دلت را مملو از محبت و وابستگی بهشان نکرده باشی ، اصلا نمی توانی بفهمی روضه ی این روزهای زنان و دختران آل الله را...

.

.

اما انگار یک روضه هایی هم هست که خیلی مردانه اند ! روضه هایی که گفتن ِ اشاره گونه اش هم مرد می خواهد ، فقط فکر به آن لحظه ی آخر و آن نگاه پایانی به خیمه ها جان را به لب می آورد....

 .

.

پ ن ؛ دعای اول و آخرمان تعجیل در ظهور مولایمان باشد که تمام حوائج ما هم در پرتو استجابت همین دعا ، مستجاب خواهد شد انشالله.بزرگان می فرمایند روز عاشورا روز حزن و گریه زمین و زمان است ، درخواستی در این روز از خدا نکنید . حاجت خواستن در روز عاشورا بی معرفتی ست....

و مادر بودن هزار آرزو با خودش دارد +

*شاعرش را نمی شناسم!

به لطف دوستان نام شعرا هم رسید به دستم : محمد مهدی سیار و میلاد عرفان پور