یک نگاه کوتاه به انقلاب های کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی ، نشان می دهد که داشتن "رهبر" چقدر اهمیت دارد.بعد از ماه ها مبارزه و تقدیم تعداد زیادی شهید و صرف هزینه های روحی و جسمی هنوز راه به جایی نبرده اند ....اگر نبود امام عزیزمان که رحمت و رضوان خدا بر او باد ، نه انقلابی پدید می آمد و نه پیروزی نصیب می شد.نهایش می شد تلاش و مجاهدت و شهادت گروه های چند نفری ِ مبارز که اگر خیلی موفق بودند می توانستند یکی از عمله ی کفر در بلاد مسلمین را ترور کنند.اما امام (ره) با آن روح بلند و آن نفس مسیحایی ، تعبیر دوباره ی بت شکنی را نشان داد...و ملت نیز آنقدر برای اسلام و مکتب مایه گذاشتند که رهبرشان آنان را از ملت حجاز در عهد رسول الله صلوات الله علیه و آله بالاتر نامید .*

با غروب خورشید وجود روح الله دست خداوند فرزند عزیز دیگری از رسول خدا صلوات الله علیه و آله را بر رهبری این ملت بزرگ قرار داد.رهبری که مایه ی افتخار دوستان و خار چشم دشمنان است.رهبری که هر گاه در باره اش بخواهم با مسلمانان دیگر کشورها حرف بزنم ، در حالی که عکس های آن چهره ی نورانی را نشانشان می دهم ، اشک توی چشمانم حلقه می زند و با افتخار خودم را پیرو و مرید او می نامم و بار ها تعبیر "شجاع" ، "روحانی" ، "مدبر" ، "کسی که مثل کوه ایستاده" و.... را از زبان غیر ایرانی ها شنیده ام.

حالا که عید هم هست یک خاطره بگویم ؛ همین عمره ی قبل که مشرف شده بودیم ، در صف نماز ظهر و عصر بغل دستی هایم افراد یک خانواده از مالزی بودند.کلی من را می پاییدند و آخر سر هم که دل شان طاقت نیاورد با سوال کردن درباره ی چرایی تعویض چادر مشکی با رنگی برای نماز سر صحبت را باز کردند و چشمتان روز بد نبیند یک ساعتی ما را به حرف گرفتند.البته مدیونید اگر فکر کنید من خیلی هم خوشحال بودم :)

نهایتا حرف به عزت اسلام و مسلمین و دعا برای همه ی مسلمانان جهان در کنار خانه  ی خدا رسید و او با آب و تاب از شجاعت رییس جمهور ما گفت و از اینکه سخنرانی هایش را می خواند و خیلی خوشش می آید که او با این قد کوتاه چقدر شجاع است و ... من هم زود گوشی تلفنم را در آوردم و عکس های آقا را نشانش دادم و گفتم ایشون رو می شناسی؟ گفت : اوه بله ! آیت الله خمینی؟ گفتم نه امام خمینی از دنیا رفتند و ایشون امام خامنه ای هستند که بعد از ایشون رهبر ما هستند ...دوباره زل زد به گوشی و گفت : یادم اومد ...آره آره می شناسمشون.بعد در حالی که با تعجب به تعدد عکس های امام و آقا توی گوشی من دقت می کرد گفت : شوهرت ناراحت نمی شه اینهمه عکس از رهبر داری؟ گفتم : نه اصلا...اون خودش می دونه من عاشق رهبرم! دوباره خندید ، گفت : واقعا بهش می گی که عاشق رهبری؟ گفتم بله ! گفت : ولی حق داره حسودی کنه ، چون توی گوشی تلفنت دو تا عکس از شوهرت داری ولی پنجاه تا از رهبر داری :))نگو در همین فاصله حسابی کنجکاو شده بود عکس های همسر رو هم پاییده بود!

البته آخرش که فهمیدم توی یک شرکت هواپیمایی س عو دی در مالزی کار می کنه ، کمی از زیاده روی خودم نگران شدم.از بس اینجا آزادی بیان موج می زنه ، ما حق نداریم دو کلام با بقیه حرف بزنیم ولی من که نمی تونم !

پ ن1 ؛ عید ولادت عزیز دل فاطمه ی بنت اسد سلام الله علیها و خانه زاد خدا مبارک.حیفم آمد این کامنت زیبا را که دوستان ماه ولاء مرقوم فرمودند نگذارم ؛

 آموخته ‏ایم که هدیه دادن را بهانه ‏ای برای تحکیم مهربانی‏ ها برشماریم و آن را ارج نهیم. مردم، در رسم اهدا و اعطا، هدیه را در جلو کادویی، تنظیم و عرضه می‏ دارند؛ به کعبه می‏ نگرم و به تو می‏ اندیشم. آری، خدا برای هدیه دادن تو به عالم بشری، متناسب با ارزش بی‏ مرز وجودی‏ ات، جلدی بهتر از کعبه نیافته است!

پ ن 2؛ ابناء الهدی هم به روز است :)

*"من با جرأت مدعی هستم ، ملت ایران و توده ی ملیونی آن ، در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسین بن علی علیهم السلام می باشند.و....."وصیت نامه ی سیاسی الهی امام رحمت الله علیه