دلم می خواهد ساعت به ساعت ، سرم را بگذارم روی بالش

سکوت کنم تاصدای نبض زیر گلویم را بشنوم

بعد با خودم بخوانم از تو

از اینکه

از این رگ گردن

به من نزدیک تری*

مولای لحظه های همیشه !

وقتی تو را دارم

به خودت قسم

از بدیِ ایام و آدم های روزگارِ بد ؛ باک ندارم

پشتم به کوه اعتماد به تو

گرمِ گرم است

 

*أنَّ اللهَ یَحُولُ بَینَ المَرءِ وَ قَلبِهِ (انفال/24)