زندگی هندسی .......هندسه زندگی........

به بعضی آدم ها که نگاه می کنم زندگی شان را مثلثی می بینم! در این زندگی مثلث وار ! آنها را می بینم که فقط سه راس برای خود انتخاب کرده اند.....یک ضلع را می گیرند و می روند بالا.....با هزار بدبختی می رسند به راس ......خوب راس مثلث هم جایی ندارد برای ماندن مجبورند از ضلع بعدی بیایند پایین.....حالا سرعت پایین آمدن بستگی به زاویه ای دارد که با ضلع قبل دارند.....طول راه رفت و برگشت هم به مسیری که انتخای کرده اند دارد .البته از نوع مثلثی! اینکه مثلث زندگی شان متساوی الاضلاع است یا متساوی الساقین ......قائم الزاویه است یا یک مثلث در هم و بر هم!!

اما زندگی مستطیلی! برای آدمهایی است که کمی اسلوبی تر یا منظم تر هستند.یا شاید هم برعکس ؟؟در این زندگی مستطیل وار! آدم ها از یک راه کوتاه  که با بدبختی بالا می روند تازه می رسند به راهی طولانی تر! و در این مسیر......از کوتاه تا طولانی هی بالا و پائین می روند........و عجبا که همه رئوس برای آنها شبیه هم است!!

و عجیب تر زندگی مربعی است! آدمهایی که با سختی بالا میروند کمی راست راست راه می روند و ....می افتند پایین.و دوباره راست راست راه می روند و با سختی بالا و دوباره........تکرار.....تکرار..و همانند قبل تلاشی برای رئوسی یکسان!!

زندگی دایره ای! شاید همه گیر ترین نوع زندگی باشد.آدم هایی که حول یک مرکز می چرخند .از یک نقطه با زاویه صفر شروع می کنند....می روند و می روند ...عمود می شوند...آرام پایین می آیند و می رسند به نقطه ای که دقیقا ۱۸۰ درجه با آغاز آنها تفاوت دارد!!.......نمی ایستند می آیند پایین و از آنجایی که قانونهای زندگی دایره ای دست و پایشان را بسته دوباره می رسند .......به........صفر!!این آدم ها همیشه در چرخشند اما بدون هیچ راسی و یا بر عکس با هزاران هزار نقطه که به هر کدام می رسند دمی بیش با او نبوده و باز راه می پیمایند! بعضی هاشان به خود می بالند که آی خلایق ما برای هیچ نقطه ای تلاش نمی کنیم غافل از اینکه همگی بسته به یک مرکزند که آنها را در حلقه زنجیر خود گرفتار کرده و آنها را می گرداند........

نمی دانم حتما هر نوع زندگی لطفی برای اهلش دارد مثلا ذوزنقه ای ها! و چند ضلعی ها که همگی گرفتار راس و زاویه و طول و عرض هستند........

اما!!!!!!

خوشا زندگی بر روی یک خط! خطی از مبدا و تا مثبت بینهایت...یک خط صاف...بدون هیچ جهتی به این سوی و آن سوی.خطی که از هر افقی بگذرد.به دریا برسد...به کوه....به جنگل ...به قعر اقیانوس...چه می دانم..به کهکشان ...به ماه و خورشید....بدون تکرار...بدون این قانونهای هندسی........برود ...مستقیم برود تا برسد به مثبت بینهایت!!

هر چند شاید بعضی زندگی دایره ای بر حول یک محور مقدس را مانند طوافی بدانند  بر حول خانه حق .اما!!!!!!!!! آیا همان مرکز دایره در هندسه سه بعدی جهان با یک خط راست عمود بر مرکز ختم نمی شود به مثبت بینهایت