کتاب تاریخ انبیاء را هم زمان با قطع اینترنت خانه شروع کرده ام. واقعا لذت می برم از مطالعه اش . هرچند نثر خود نویسنده در کنار متن روایات و تفاسیر آیات به نظرم عالی نیست ولی زحمت زیادی کشیده شده و نظرات مختلف را ذکر کرده. تا جایی که ما را مجبور می کند بعد از نماز صبح تا بیدار کردن پسر بزرگتر برای مدرسه و بعد هم فرستادن همسر به اداره دست از کتاب نکشیم و در حال پختن قرمه سبزی و بار گذاشتن آبگوشت هم همچنین! البته نکته اینجاست که اصلا از کش آمدن مطالعه ی کتاب خوشم نمی آید ، شاید هم علت این تندخوانی ها این موضوع هم باشد. 

تا اینجای کتاب که اواسط داستان حضرت موسی (ع) است به این نتیجه رسیده ام که انگار حضرت نوح(ع) کمی بیشتر از باقی انبیای الهی سختی کشیده و صبر کرده اند. رسماً دلم برای حضرت شان کباب شده است . اما نمی دانم این اعراب با رسول خاتم صلوات الله علیه و آله چه کردند که ایشان فرمود : هیچ کس به اندازه ی من در راه خدا اذیت و آزار ندید.کنز العمال ح 5818

انشالله اگر توفیق بود و باز هم پستی در این وبلاگ نوشتم سعی می کنم به بعض نکات خواندنی کتاب اشاره کنم.

 "مقام توکل خلیل الله ؛

در چند حدیث از احادیث اهل بیت علیهم السلام با مختصر اختلافی ذکر شده که چون ابراهیم (ع) را در منجنیق گذاردند یا پس از آنکه به سوی آتش پرتاب کردند و میان زمین و هوا به طرف آتش سرازیر گردید ، جبرئیل نزد آن حضرت آمده گفت : " هَل لَکَ حاجَة ؛ آیا حاجتی داری؟"  ابراهیم (ع) در جواب گفت :  " أمّا اِلَیکَ فَلَا ؛ به تو هیچ حاجتی ندارم." بدین ترتیب نهایت توکل ، تسلیم و رضای خویش را به پیش گاه خلیل خود به ظهور رسانید و بزرگ ترین فرشتگان الهی را شیدا و حیران رفتار خود گردانید . "

 

بعدا نوشت ؛ با کمی تأخیر ، ابناء الهدی به مناسبت تولد آقا پسر به روز شد.