مادری که به اندازه ی همه مادرهای عالم ، صبورانه سالهاست که گریه های فاطمیه های شیعه را به دوش می کشد.دردهای جوانان غیرت مند شیعه را ، از بغض ها و اخم هاشان می خواند . مادری که اشک های همدردی زنان شیعه را سالهاست که با توی صورت زدن هاشان ،  وسط روضه های فاطمیه می بیند و به اندازه ی همه غصه هاشان درد می کشد.روضه های فاطمیه را قسمت که کنیم ، نیمی  از آن پیر می کند مرد را و نیم دیگرش داغ می گزارد توی قلب زنها.....اصلا مزارش مخفی ماند تا این حرارت دردآلود حتی اندکی هم سرد نشود.تا هر سال فاطمیه ها را بشماری ، تا هر سال با فاطمیه باز یادت بیاید که بعد از هزار و چهار صد سال که تو می گریی و می سوزی ....حتما منتقمی خواهد آمد.....منتقمی که به اندازه ی هزار و چهار صد سال گریه و بغض و فریاد و روضه ی شیعه ، درد کشیده....

بخوان به نام مادر ؛ مادری که پیرترین مادر جوان عالم است ، مادری که قلب زار ما را گران می خرد و قیمت چشمهای اشک آلود برای او و فرزندانش را قبلا پرداخته است.....مادری که حتی نمی توانست "آه" بکشد.....مادری که شوقش به علــــی (ع) عزیزش را با جانش امضا کرد.....مادری که همه چیز داد برای خدا.....

"آه" سته در بزن ، بچه های فاطمه (س) را مترسان ..... "آه" سته لگد بکوب ، بچه های فاطمه (س) طاقت ندارند ، "آه" سته فریاد بزن ؛ بچه های فاطمه (س) تن شان می لرزد ، "آه"سته س ی ل ی بزن که صورت چون ماه فاطمه (س) گلبرگ بهشتی ست....."آه" سته گریه کنید بچه های فاطمه(س) ...."آه" سته بشویید بدن نحیفش را ، "آه" سته کفن کنید پیکر خسته اش را ، ....."آه" از "آه" های فاطمیه....

ما که محرومیم ، خدا کند لحظه های شما مملو از اشک و معرفت و دردهای مقدسی باشد که به دنیایی می ارزد....