٠داشتیم کنار هم فیلم سینمایی دکل رو می دیدیم.سراج الدین عمیقا به فیلم های دفاع مقدس عشق می ورزه و علاقمنده و داشت با دقت فیلم رو دنبال می کرد.یک صحنه از فیلم دختربچه ای رو نشون می داد که داشت لیموترش می خورد و بعد از آتش توپ دشمن شهید شد ، دیدم بچه خیلی غصه دار شد ، گفتم : این که خیلی خوبه شهید شد....آدم دلش باید بسوزه برا اونایی که مامان و باباهاشون شهید شدن، اونایی که تنهای تنها شدن، فکرش رو بکن ؛ نه پدر ، نه مادر ، نه کس و کار ، نه خونه و زندگی ...بچه چقدر می ترسه؟ چه شبهایی که بغض تو گلوش گیر کرده تا بزرگ شده و.....همسر هم کم نگذاشت و روضه رو ادامه داد که : بمیرم براشون ، ما چطور باید جواب بدیم و از این حرفا....یکدفعه دیدم بچه حالش بدتر شد!من می خواستم غصه اون دختر بچه رو نخوره ، اما انگار دلش رو پر از درد کرده بودم....

٠سایتی تیتر زده بود : متکی باید پاسخگو باشد!

مطلبش رو که خوندم ، مربوط  به پناهنده شدن کارشناس ارشد یکی از سفارتخونه های ایران در اروپا بود .....این آقای کارشناس ارشد بعد از رد درخواست تمدید ماموریتش ، و" دریافت حقوق یوروییش تا آخرین روز ماموریت" ، پناهنده شده و لابد چون دیده داره بازنشست میشه ، رفته تا پولهاش رو خرج کنه.اینها رو اگه ماموریت نفرستن که دنیا رو کن فیکون می کنند حالا هم یکی نیست بگه بهشون : شما که رفتی به سلامتی ، دیگه چرا مصاحبه های آن چنانی راه می اندازی؟آخه اگر جمهوری اسلامی بده ، چرا بعد از اینهمه ماموریت رفتن و پول گرفتن و چرخیدن و....یادت افتاده؟آخ دلم می سوزه از اونایی که نمک انقلاب رو خوردند و می خورند، بعدش نمکدون می شکنند!

٠یک سوالی هم برای بنده پیش آمده ؛ چرا بعضی وبلاگ های مذهبی ، جدیدا مُد شده که از احمدی نژاد دائما انتقاد می کنند؟ منظورم انتقاد همراه با "تضعیف " هست...واقعا اشتباهات احمدی نژادی اون اینقدر فجیعه که نظام رو باهاشون تضعیف کنیم؟ واقعا این جماعت فکر می کنند اگر یکی به غیر از احمدی نژاد رأی آورده بود ، اوضاع بهتر بود؟