بسم الله

١- ما هم به جنبش وبلاگی دعوت شده ایم و امر شده ایم به نوشتن درباره مردی که ، با انقلابش تمام معادلات شرق و غرب را در هم ریخت!

در زمانیکه تمام رسانه ها و تریبون ها به کار گرفته می شدند تا از زن چهره ای ابزاری و ویترینی برای تمایلات نظام سلطه خود بسازند ، او قد علم کرد و زن رو با تعریفی که از دین سرچشمه می گرفت ، و در غربت کتابها و کتابخونه ها گرد و خاک می خورد از نو شناسوند . در زمانه ای که زن تبدیل به یک عروسک بی اختیار در دست تبلیغات سرمایه داران شده بود، مثل جسمی که فقط برای تبلیغ کالاها و عرض اندام ها خوبه ، او زن رو دوباره به بازگشت به اصل خلقتش فرا خواند.

"". از دامن زن انسان ها پیدا می شوند . مرحله ی اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. مربی انسانها زن است."" (صحیفه امام رحمت الله علیه)

2- من هم حالا شده ام یک مادر که باید مربی انسان ها باشم. در زمانه ای که افتخار زن بودن _ به برکت بی کار ننشستن فرهنگ سازان غرب و در خواب غفلت بودن فرهنگ سازان دین مدار_ شده  ؛ مدرک فلان دانشگاه را داشتن و سوار بر فلان ماشین بودن. افتخار زن بودن شده  ؛ دکوراسیون گران قیمت خانه ها و داشتن انواع هنرهای ارائه شده ، از ایروبیک گرفته تا مجسمه سازی و ......... افتخار زن بودن شده  ؛ چاپ مقالات متعدد و نوشتن کتاب و شرکت در نشست ها و میزگردها....افتخار زن شده  ؛ سپردن تربیت فرزند به لَلِه های مهد کودک و رفتن به مهمانی های دوره ای و خوش گذرانی.

من اما جور دیگری به زن بودن خودم افتخار می کنم.دوست دارم بچه هایم را میان دست های گرم و مهربان خودم بپرورونم.دوست دارم به جای مدرک دکترای حقوق ، حقوق فرزندان و همسرم رو رعایت کنم.دوست دارم به جای داشتن یک نقش کوتاه در سناریوی زندگی بچه هام که خلاصه می شه به صبح بخیر عزیزم و شب بخیر مامان جون، و مسافرت های گهگاه در زمان بی کاری خودم ، شبانه روز در کنار کودکانم عشق بیاموزم و ایثار کنم.

من هم شاید بدم نیاد از یَله و رها بودن و بی مسئولیتی اما حالا که مادر بودن رو انتخاب کردم برای این انتخاب جان هم می گذارم.من اگر درس می خونم و دائم مطالعه می کنم برای بهتر مادر بودنه ، نه برای بهترین هایی که دیگران تعریف می کنند.من اگر درس می خونم ،  از استراحت و مهمانی و خوش گذرانی خودم کم می کنم نه اینکه از بازی با پسر دو سالَم چشم بپوشم .متهم به تحجرم نکنید . به حق این سخن امام رو پذیرفته ام که فرمود ؛

""زن نقش بزرگی در اجتماع دارد . زن مظهر تحقق آمال بشر است . زن پرورش ده زنان و مردان ارجمند است . از دامن زن مرد به معراج می رود . دامن زن محل تربیت بزرگ زنان و بزرگ مردان است ."" (صحیفه امام رحمت الله علیه)

من حرفم اینه چرا از امام رحمت الله علیه ، دنبال درسهای سخت باشیم؟همین نگاه عمیق به زن و همین کلام خودش کتابها حرف داره.اینکه زن باید خودش رو خوب بسازه و بر نفسانیاتش غلبه کنه ، قدم در راه تکامل بذاره تا بتونه نسل وارسته تربیت کنه.اونم در این عصر جاهلیت مدرن ، که دیگه نقش خانواده ها کمرنگ و کمرنگ تر میشه و وامصیبت اگه ما هم از نقش خودمون کم بذاریم.

3- حرف آخر رو اینطور بگم ؛ اگر زنی می تونه بین مسوولیت های خانه و همسر داری و فرزندانش و تحصیل و کار و .... توازن برقرار کنه به یقین موفق ترین بانوست و بحق شایسته همین سخن امام بزرگوار است. و چه بسیار هم هستند از این گونه.

اما این مطلب کلیت نداره و زنی که نمی تونه به هر دلیلی _ خستگی جسمی و یا روحی _ نقش مادری و بیرون از منزل رو با هم تلفیق و به درستی انجام بده ، وظیفه او در وهله اول فرزندانش هستند.

حالا این خلافیت مادرهای شاغل و دانشمنده که چطور با برنامه ریزی و هدف داشتن کارها رو درست پیش ببرن ولی خداوکیلی چند درصد خانم های شاغل هستند که بچه هاشون وقتی بزرگ شدند از تنهایی و کم بودن مادر کنارشون ابراز ناراحتی نمی کنند.نمونش خواهر زاده بنده که فعلا 11 ساله تشریف دارند و دائم در حال شکایت به مامان شون که چرا شما مثل مامان سراج الدین خونه نیستین؟ وقتی خواهر جواب دادند که : خوب شما که از مدرسه میایید من خونه هستم دیگه ، چه فرقی برای شما داره من صبح باشم یا نه؟ جواب دادن که : خاله ظهرها خسته نیستن ولی وقتی من میام از مدرسه شما خسته ای....و یا فرزند یکی از مدیران موفق آموزش و پرورش موقعی که پنج سالش بود ازش پرسیدیم : حدیثه دوست داری بزرگ شدی چه کاره بشی؟ گفت دوست دارم مامان بشم! گفتیم : دخترها همه مامان میشن ، شغلت چی باشه ؟ گفت نه ! همه مامان نمی شن که ، مثل مامانِ من که مامان نیست!!

4- خانم ها وقتی مادر میشن قدر مادرشون رو بیشتر و بهتر می دونن و خیلی درکشون می کنن اما آقایون نه! من از همین جا از همه آقایون می خوام قدر مادرهاتون رو بدونید.مادرها توی دلشون یه عشق قلمبه دارن که  نمی دونید چه طوفانی از علاقه و محبت به شما درش جریان داره ، این عشق رو خدا فقط به اونا داده.یه دلسوزی هایی دارن که مخصوص خودشونه.با یه تلفن زدن محبت آمیز در طول روز ، با یه دستبوسی خالصانه موقع دیدار ، با یه سکوت خاضعانه وقت نصیحت کردن....به مادرتون عشق بورزید.....