هوالمحبوب

اگر در روزگار تاريک هجران که می توان روشن ترين روزش را شب تلقی کرد پيک بی امان اجل برسر عاشق تاختن بگيرد چه باک؟زيرا اين شب هر اندازه هم که طولانی باشد بالاخره بامداد ابديت را به دنبال خود دارد.

من و معشوق هر دو از حيات ابدی برخورداريم و وصال مطلوب اگر در اين شبها دست ندهد علی الصباح ابديت خيمه به پهلوی محبوب می زنم و به وصال مطلوب می رسم.البته روشن است که اين جريانات عالی حيات مربوط به عشق مجازی حيوانی نيست که ويرانگر حيات معقول و مخرب هستی آدمی است.

اگر اجل از در درآيد و رهسپار خاک تيره ام کند و گذشت ساليان طولانی حتی سخت ترين استخوان هايم را به ذرات خاک مبدل کند و آنگاه بادهای تند بر آرامگاه من وزيدن بگيرد.اين بادها نخواهد توانست گرد و غبار وجود مرا از کوی دوست بربايد

و اگر خاک کالبدم را در دنيا متفرق و منتشر کند بالاخره

جاذبه معشوق ذرات خاک کالبدم را به کوی دوست خواهد کشانيد.

برگرفته از کتاب..سه شاعر..نوشته علامه محمدتقی جعفری.ره.