چقدر دلم می خواهد برای نوشتن این مطلب به هیچ مقدمه و پایانی فکر نکنم ، درست بروم با کلماتم بنشیم وسط جمله هایی که دارند توی ذهنم رژه می روند.

هر کدام از ما برای انجام کارهای مان خودآگاه یا ناخودآگاه مسیری را طی می کنیم ! که اولش شناخت است و آخرش عمل ! بعد از آن شناخت اولیه ، اراده می کنیم و بعدترش شوق پیدا می کنیم و این شوق ما را می کشاند ، می برد تا انجام آن عمل.حالا  هر چه شناخت ما از موضوعی بالاتر برود ، اراده ی قوی تری برای انجامش پیدا می کنیم و شوق بیشتری که ما را هل می دهد به انجام دادنش.توی همین جامعه ی خودمان که نگاه می کنم ، این رنگ ها و ترکیب های عجیب و غریب ، این فرایند اسفناک گریز از فرهنگ اسلامی - ایرانی ، این رفتارهای به دور از شأن مسلمانی ، اصلا همین فرار از دستورات اسلامی و... گواه کم کاری و بی توجهی ماست.

اینکه دشمن ما خوب فهمید و خوب هم با نشان دادن مد ها و تصویر های آنچنانی شوقی در ما بوجود آورد که گوی سبقت از مفاهیم بی آلایش و سلامت دین گرفت.

حسابش را بکن که یک زن آنقدر برایش سایز بینی اش مهم بشود و آنقدر شوق بر کوچک کردنش پیدا بکند که حاضر بشود برای انجامش برود زیر تیغ جراحی و مضرات بیهوشی و ریسک عمل را به جان بخرد ، بعد ما برای یک دستور ساده و انسان ساز دینی نتوانیم کوچکترین شوقی ایجاد کنیم !!

حسابش را بکن یک زن آنقدر از بطن آفرینش خودش دور بشود ، آنقدر خودش را جسم ِ تنها ! ببیند ، آنقدر اندر مزایای  اندام مانکن ! بشنود ، که حاضر بشود برود زیر تیغ جراحی عمل سنگین و خطرناکی مثل ساکشن ! بیافتد دنبال رژیم های لاغری سخت و مضر !

حسابش را بکن که یک زن آنقدر برایش پوست و آرایش صورت مهم بشود که حاضر باشد کلی از هزینه ی زندگی اش را برای انواع لیفتینگ و لیزر و کِرم های چند صد هزارتومانی بپردازد.

این یعنی ما باخته ایم ، کم گذاشته ایم ، سرافکنده ایم ! که نتوانسته ایم برای بدیهی ترین زیبایی ها و برترین رفتارها شوق ایجاد کنیم. یعنی ما برای یاری کردن دین خدا آنقدر کم کار کرده ایم که حتی دایره ی کوچکی به شعاع اطرافیان خودمان را نتوانستیم آگاه کنیم.

فرقی هم نمی کند ، مردها هم گرفتارند ! چه آنها که خود دنبال این مزایای جسمانی و ظاهربینی افتاده اند و چه آنها که با دیدن فیلم ها و عکس ها از مانکن های صد قلم آرایش و پیرایش شده ، توقع دارند همسر بیچاره ی شان هم همان شکلی باشد و اگر نباشد لابد چیزی کم دارد !

زن های بیچاره ای که باید برای دلخوشی مردها و دوست داشته شدن ها بروند هزار بلا  و مصیبت را تحمل کنند تا بلکه گوشه چشمی بهشان بشود . خفت بدهند به دخترها که اگر دلتان می خواهد دوست داشته شوید بدوید خودتان را زیبا کنید و اندام تان را به نمایش بگذارید تا آقا پسر ببیند و شاااااید دلش خواست و شما را پسندید.

این مفهوم هرزه ی خانمان سوز را کدام بیان بلندی توان پاسخ دارد جز آب زلال دین و مفاهیم روشنش.

از رسول خدا ( صلوات الله علیه و آله) شرمنده ایم که حتی عرضه نداشتیم خودمان را درست بسازیم ،پیامبری که برای هدایت ما بزرگ ترین مصیبت ها را تحمل کرد. دندانش را شکستند ، بر سرش خاکروبه ریختند ، دامن های شان را پر از سنگ کردند و آزارش دادند ، او و بهترین عزیزانش را در تنگنای محاصره قرار دادند ، دختر عزیزش و تک تک فرزندانش را شهید کردند و او برای خدا و برای هدایت ما صبر کرد.شهادت حسین  (علیه السلام) را با آن اوصاف دید و صبر کرد تا بلکه این کشتی عظیم هدایت بشر و نجات امت بتواند شمار بیشتری از ما را با خود به مقصود برساند ...

بعد ما نتوانستیم حتی در خودمان شوق خوب بودن و بندگی کردن را ایجاد کنیم چه رسد به باقی مردم ، یعنی اینهمه زیبایی در دین ، اینهمه مهربانی در دین ، اینهمه افتخار در دین داری ، اینهمه لذت عبادت و خوب بودن ارزش این را نداشت که برایش کمی تلاش کنیم ، کمی هنر به خرج بدهیم ، کمی سرمایه بگذاریم!

آنها سخیف ترین مفاهیم را در زر ورق های خوشرنگ ، کادو پیچ کردند و متعفن ترین خُلقیات را در شکلات های خوش طعم غلطاندند و به خوردمان دادند . و ما هنوز نتوانسته ایم زیباترین و معطر ترین و بهترین و سودمندترین ها را در دین مان درست و هنرمندانه توصیف کنیم ، با اینکه هیچ نیازی به کادوی زیبا و شکلات خوش طعم ندارند...

البته شاید گفتن این مطلب هم لازم باشد که آراستگی و معطر بودن ، ظاهر مرتب و پاکیزه داشتن نیز از اخلاق پیامبر (صلوات الله علیه و آله ) است. منظور من رفتارهای نامعقول است و مُد های محیرالعقول !! که صد در صد مورد رضایت خدا و رسولش نیست.

و اما بعد :

کسی چه می داند من این روزها چطور زندگی می کنم ، خاطرات م را ورق می زنم و می بینم هر تکه از قلبم را جا گذاشته ام کنار یکی از ستون های مسجد النبی ( صلوات الله علیه و آله) ، روزهای آخر صفر بخصوص که هم نفس شیعیان بودیم و سیر دلمان در روضة النبی و در جوار خانه ی مادر ، دعای فرج می خواندیم و تا می توانستیم اشک می ریختیم.... و ندای أبالزهرای شیعیان روز رحلت پیامبر (صلوات الله علیه و آله) که  آرزو می کنم روزی همه تان شود...

برای شیعیان همه ی کشورها دعا کنیم ، خصوصا حجاز و کشورهای اطرافش ...

+ برای اسلام چه کرده ایم ؟