چقدر سخت گذشت روزهای نورانی حج بر منی که سال گذشته توی بهشت بودم و امسال افتادم توی سختیِ از نو ساختن زندگی ام در ایران،و هنوز هم کلاف در هم پیچیده شده ی کارهایم از هم باز نشده وبرای رو به راه شدن خانه و زندگی بدو بدو می کنم.شاید تا یکی دو هفته ی دیگر بشود بروم در خانه ی جدید ساکن شوم ولی بدون اسباب کامل زندگی .مدرسه رفتن پسر بزرگ شده است معضل بزرگی که تنها راهش رفتن  مان به خانه ی جدید است که هنوز کامل نشده...

اصلا این مدل زندگی با چنین دردسرهایی آمیخته است که عموما از دید دیگران پنهان است و هیچ راه گریزی هم ندارد ولی برای خودش کارگاه محک زدنی ست ، دیدنی! تا ببینی صبر و توان و توکل ات تا کجاست و برای هماهنگی خود و خانواده و بچه ها  چقدر مهارت داری؟ اما همین که دارم توی شهر دوست داشتنی خودم راه می روم و کنار هم وطنانم نفس می کشم هزار بار شکر و برای اینکه لذت زیارت های گاه و بیگاه را از دست داده ام هزار دریغ و افسوس....

اینها که گفتم یعنی هنوز دستم به نت و ....نمی رسد ولی یاد این خانه ی صورتی مجازی هستم .امید که وصال !!! زودتر فرا رسد و باز مهمان نوشته های دلنشین دوستانم باشم.

_ عید الله اکبر

عید غدیر مهربان و گرم

عید عزت شیعیان و دوستداران علی علیه السلام

مبارکتان باد

انشالله روزی سلام بدهیم محضر مولای مان در کنار حوض کوثر و ساغر بنوشیم از دستان پدرانه اش