بسم الله

فاطمیه امسال هم در حال گذر است و جز با شادی ولادت خود خانم این بساط درد و غم جمع نخواهد شد!هر چند درست تر این است که جز با ظهور فرزند منتقم او بساط غم های عالم جمع نخواهد شد .پس :    ::::اللهم عجل لولیک الفرج::::

و اما طبق گفته ام در پست قبل دوست دارم کمی هم از رابطه های هم سران بگویم.از خوبی ها و بدی هایی که می بینیم و گاه بی تفاوت از کنارشان می گذریم و گاه سرسختانه دنبالش را می گیریم!!

.

.

.

هشت ساله که ازدواج کرده و حسرت داشتن فرزند مثل خوره افتاده به جونش و هم سر عزیزش راضی نیست که فرزندی داشته باشند...آخه از بچه خوشش نمیاد و ترجیح می ده فرزندی نداشته باشند !!

هفت ساله ازدواج کرده و به گفته خودش تا حالا روش نشده به هم سرش بگه که خیلی دوستش داره...روش نشده که بهش بگه درسته تو صد درصد همون مرد رویاهای من نیستی اما از اینکه زندگی خوبی با تو دارم خدا رو شکر می کنم!!

نکنه می ترسه که آقای هم سر پر رو بشه یا مثلا احساس برتری پیدا کنه

بابا به پیر به پیغمبر ابراز رضایت از زندگی و نشون دادن علاقه باعث محکم تر شدن رابطه ها می شه نه دوری از هم.چقدر تلخه شنیدن درد دل مردی که در انتظار خوشرویی و شادابی هم سر مثلا مومنه اش مونده و چقدر تلخ تره دیدن گریه های خانمی که از غیبت های طولانی هم سرش به خاطر شرکت در هیأت شکایت می کنه.

ببینم خانم حضرت زهرا.سلام الله علیها .که حجت خدا بر زمین هستند راضی اند به اینکه آقا تا دیر وقت با دوستانشون مجلس باشند و خانمشون تنها در خونه!

یا راضی اند که خانم از صبح دنبال جلسه و کلاس قرآن و....باشند و شام شب هم سرش رو آماده نکرده باشند .

مفهوم کمالی که ما ازش دم می زنیم تو زندگی مشترک اینه؟؟

خودم با چشم ها ی خودم می بینم که خانم جلسه ای عزیز ! از ساعت ده صبح از خونه می زنند بیرون تا نه شب برای مداحی و سخنرانی ..اونوقت بچه هاشون گرسنه می خوابند ...آخر ترم تجدید دارند...از بی مادری عذاب می کشند بعد هم در جواب شکایت هم سرشون دم از آزادی و حق و حقوق می زنند.

ای داد بر مایی که یادمون رفته خانم خانه ایم حتی اگر بیرون خانه هزار کار داشته باشیم.

ای داد بر مایی که یادمون رفته مرد خانه ایم حتی اگر بیرون خانه ساعت ها مشغول کار و زحمت باشیم.

خانمی که باید سایه بان روزهای آفتابی خونش باشه چرا باید راه بیافته دنبال مسائل بیخودی.

اگر توان انجام کارها رو در کنار هم بدون اینکه لطمه ای به هم نزنند نداریم تو رو خدا همون کار اصلی رو درست انجام بدیم.اون دنیا نمی پرسند چرا نرفتی فلان جلسه اما حتما می پرسند دختر نوجوونت رو چطور تربیت کردی ...چطور با تلاطم های دوران بلوغ پسرت کنار اومدی و کمکش کردی تا به شناخت برسه؟ 

آقایی که باید تکیه گاه و پناه همسرش باشه تمام تلاشش اینه که چه جوری یک ایرادی از امور منزل و غذا و.بگیره تا عقده های بیرون از خونه رو بر سر خانمش خالی کنه.

و به قول بعضی هاشون : باید گهگاهی از خانم ها ایراد حسابی گرفت تا دور بر ندارند!!

نباید به زن رو داد/// زن یا باید همه اش تو خونه باشه یا باید  بره سرکار تا پول در بیاره برای قسط و قرض ها!!

یکی از دوستان تعریف می کرد که یک بار که غذای کم نمکی درست کرده بوده و البته چون نچشیده بوده خبر نداشته که غذا بی مزه هست .بعد که می نشینه کنار سفره برای صرف غذا همسرشون ایشون رو برای نخود سیاه می فرستن آشپزخونه و وقتی بر می گرده دخترش می گه :..مامان به بابا یه چیز بگو همه ی نمکدون رو خالی کرد تو خورش شما !!

یعنی چون فرصت نکرده برای خودش نریخته بلکه برای خانم تا فکر نکنه غذا بی مزه هست و خجالت نکشه و خود همسرشون غذای بی نمک بخوره!

میشه تو همین ایام فاطمیه عوض بشیم. میشه به این فکر کنیم که از زندگی هامون چه می خواهیم. میشه به دل هامون رجوع کنیم و ببینیم که به دست رحمت خدا پر شده از محبت به همسرانمون.میشه قدر این مودت و رحمتی که خدا قرار داده بدونیم و روز به روز بیشترش کنیم و الا زندگی رنگ عادت می گیره و خیلی خوش بینانه اش تحمل روزهاست تا پایان!

می شه تو همین ایام فاطمیه یاد گرفت فداکاری و گذشت رو.یاد گرفت احساس تعلق رو با دل و جان.یاد گرفت عشق و احترام رو.یاد گرفت اطاعت رو.یاد گرفت بیان عشق رو.

چرا باید ایام فاطمیه بگذره و فقط ذخیره ما دو شیشه اشک باشه اون هم معلوم نیست معرفتی داشتیم یا نه.اصلا اگر کسی معرفت پیدا کنه محاله کم بگذاره...محاله کم بیاره...محاله باعث رنجش عزیزترین مونسش بشه...

صبر تلخه اما میوه ی شیرینی داره.اگر هم اشتباهی می بینیم از طرف مقابلمون کمی صبوری و زبون خوش حلاّل همه مشکلات می شه.

نهایتش هم تحمل بعضی زندگی هاست که حتما آخرش کمالی وجود داره به شرط اینکه با غر زدن و بی تابی خرابش نکنیم.

واقعیتی هم هست به نام عشق که نباید ندیده گرفتش خصوصاً تو لحظه های سخت زندگی و الا زمان های پر هیجان و شاد زندگی هنرمندی نیست ابراز علاقه و محبت.

.

.

.

خیلی حرف زدم و اگر این شام در حال پخت می گذاشت بیشتر هم می نوشتم_ پس خدا رحم کرد به همه تون_ اولین مخاطب این حرف ها خودم هستم و امیدوارم حداقل به درد یک نفر بخوره!بیان ناقص من رو ببخشید و خودتون با تصحیح بخونید.

دور نیست لحظه هایی که باید پاسخگوی این لحظه ها باشیم.پس درنگ نکنیم که فرصت ها از دست می روند!

در این ایام ملتمس دعای همه ی دوستان هستیم.

یا مولاتی یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها