سلام

اینکه روزی ده بار صدای اذان رو بشنوی بدون اینکه نام مولا برده بشه عقده ای می شی که دائم بگی یا علی.ع.

جای همه سبز اگر بخوام از این چند ماهی که گذشت در یک جمله توصیفی بیارم اینه که" پوستم کنده شد"

بالاخره بعد از چهار ماه خونه پیدا کردیم و البته نه در محل مورد نظرمون.اما دیگه زندگی توی یک اتاق و.....قابل تحمل نبود.حالا دو هفته ای هست که جا به جا شدیم و افتادیم به خرید وسایل زندگی از جمله همین کامپیوتر دوست داشتنی!

و باز هم جای همه سبز آخر هفته گذشته زیارت خانه خدا و این هفته هم مدینه .که به حق غروب آخر صفر و آغاز ماه ربیع الاول روبروی گنبد سبز عزیز خدا خیلی لذت داشت.خیلی لذت داشت بردن امیر شهاب الدین داخل روضه نبی.ص.و نگاه های هاج و واج ش به دیوارها و سقف که حتی نظر خود محافظین روضه رو هم جلب کرده بود. 

بابا این فروشنده ها دارند مگس می پرونند.تا ما رو می دیدند گل از گل شون می شکفت به خیالشون کاروانی بودیم.زودی پاشید بیایید تا ورشکسته نشدند.هر چند خیلی هاشون تا عمره ایرانی ها شروع نشه اصلا مغازه هاشون رو تعطیل می کنند.خدایی اقتصادشون می خوابه ...اصلا به گمون چینی ها از گرسنگی بمیرند.!!

بگذریم.... کل مسافت 870 کیلومتری اینجا تا مکه یک زمین صاف هست بدون هیچ پستی و بلندی.یک جایی که تپه کوچکی بود سراج الدین انگار قله دماوند رو دیده باشه می گفت : دیدی مامان خانم اینم کوه!!اما نزدیکی های مکه صخره های قشنگی بود.به گمانم یکی از تکه های زمین که بعد از زیر آب در اومدن هنوز هم مثل کف دریا صافه همین سرزمین باشه.همه جا بیابان یک دست مثل کف دریا ی بدون آب.اما مدینه نه ...خصوصا نزدیک شهر از فاصله صد کیلومتری نخلستان زیاده و یک آبشار جالب هم نزدیک کوه احد دیدیم.

به گمونم این نخل ها هنوز هم غصه دار نشنیدن صدای گریه های مردی هستند که در این دیار غریب بوده و غریب هم رفته.....

اشهد أن علیً امیرالمؤمنین حجة الله